ما ایرانیان پس از یکصد وپنجاه سال مبارزه بی وقفه در راه رسیدن به استقلال و آزادی وگذار به جامعه ای دموکراتیک نه تنها گذار موفقیت آمیزی نداشته ایم بلکه گاهی اوقات دچار پس رفتهای وحشتناکی هم شده ایم واکنون در سال 2012 گرفتار ولی فقیه و حکم حکومتی هستیم واز جمهوری تنها پوسته توخالی ومضحکی را به دوش می کشیم چه بسا خیلی کشورهای عقب افتاده تر با چند سال مبارزه یا عدم مبارزه با هزینه بسیار کمتری به راحتی به دموکراسی رسیده اند.به راستی علت چیست؟
در ابتدا فکر می کردم علت استعمار خارجی است اما کمی دقیق که شدم علت را در استبداد داخلی دیدم پس از کمی کنکاش در تاریخ معاصر علت را استبداد دینی یافتم وافکارپوسیده روحانیت شیعه را مقصر دانستم .اما حالا پس از آشنایی وتحقیق بر افکار و عقاید اپوزسیون ومخالفان حکومت دینی در ایران توانستم واقعیت بزرگی را دریابم:
لازم به ذکر است پس از تحقیق وبررسی بسترهای دموکراسی در جامعه سوئد واسکاندیناوی پی بردم علت درجا زدن ملت ایران وعقب افتادگی وناکامی حرکت ایرانیان به سوی دموکراسی تنها نداشتن یک چیز است وبس. ومن عکس این عنصر اساسی را در اینجا منتشر می کنم:
در این مکان هر شخص وگروهی می تواند آزادانه وبدون ترس ومانعی نظرات خودرا بگوید.واین است حلقه گم شده در راه دموکراسی ایرانیان: نداشتن تحمل شنیدن نظرات مخالفین
واین خصوصیت بارز ما ایرانیان است وفتی چیزی را باور می کنیم آنچنان بر آن پا می فشاریم گویا وحی منزل است ومخالفین را آنچنان می کوبیم که گویا با دشمنان خود وارد جنگ شده ایم وتا دوستان مخالف خودرا نابود نکنیم دست بردار نیستیم .براستی اگر حکومت بدست من وشما می افتاد بهتر از سید علی خامنه ای عمل می کردیم؟هر مخالفی را مرتد وکافر وگمراه ومتحجر می نامیم
و با فرهنگ چند هزار ساله ایرانی خود جهنمی بدتر از جمهوری اسلامی برای مخالفین می سازیم و تا نابودی اندیشه مخالف از پای نمی شینیم . بله هیچ عقیده و تفکری جز در تضارب آرا ومواجهه با عقاید مخالف خود رشد پیدا نکرده وصیقل نیافته است.دموکراسی خواهی ما ایرانیان که دارای اقوام وعقاید مختلفی هستیم راه به جایی نمی برد تا آستانه تحمل سخنان مخالف عقیده ودین ومسلک خود را پیدا کنیم وگرنه این دموکراسی خواهی فقط به ناکجاآباد استبداد ختم می شود وبس
با سپاس منتظر نظرات مخالف وموافق شما هموطنان هستم
در ابتدا فکر می کردم علت استعمار خارجی است اما کمی دقیق که شدم علت را در استبداد داخلی دیدم پس از کمی کنکاش در تاریخ معاصر علت را استبداد دینی یافتم وافکارپوسیده روحانیت شیعه را مقصر دانستم .اما حالا پس از آشنایی وتحقیق بر افکار و عقاید اپوزسیون ومخالفان حکومت دینی در ایران توانستم واقعیت بزرگی را دریابم:
لازم به ذکر است پس از تحقیق وبررسی بسترهای دموکراسی در جامعه سوئد واسکاندیناوی پی بردم علت درجا زدن ملت ایران وعقب افتادگی وناکامی حرکت ایرانیان به سوی دموکراسی تنها نداشتن یک چیز است وبس. ومن عکس این عنصر اساسی را در اینجا منتشر می کنم:
جایگاهی برای ابراز نظر آزادانه مخالفین یا گروههای سیاسی که بلند گویی در اختیار ندارند در مرکز پاییتخت اسکاندیناوی در استکهلم
واین خصوصیت بارز ما ایرانیان است وفتی چیزی را باور می کنیم آنچنان بر آن پا می فشاریم گویا وحی منزل است ومخالفین را آنچنان می کوبیم که گویا با دشمنان خود وارد جنگ شده ایم وتا دوستان مخالف خودرا نابود نکنیم دست بردار نیستیم .براستی اگر حکومت بدست من وشما می افتاد بهتر از سید علی خامنه ای عمل می کردیم؟هر مخالفی را مرتد وکافر وگمراه ومتحجر می نامیم
و با فرهنگ چند هزار ساله ایرانی خود جهنمی بدتر از جمهوری اسلامی برای مخالفین می سازیم و تا نابودی اندیشه مخالف از پای نمی شینیم . بله هیچ عقیده و تفکری جز در تضارب آرا ومواجهه با عقاید مخالف خود رشد پیدا نکرده وصیقل نیافته است.دموکراسی خواهی ما ایرانیان که دارای اقوام وعقاید مختلفی هستیم راه به جایی نمی برد تا آستانه تحمل سخنان مخالف عقیده ودین ومسلک خود را پیدا کنیم وگرنه این دموکراسی خواهی فقط به ناکجاآباد استبداد ختم می شود وبس
با سپاس منتظر نظرات مخالف وموافق شما هموطنان هستم







































